ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

55

معجم الأدباء ( فارسي )

رسانده بود . هنگامى كه ابو الهيثم را گرفتند ابن ابى عون در زمرهء دشمنان او در آمد . درحالىكه ابو الهيثم او را نيك مىشناخت و به فسق و ظلم او آگاهى داشت . خداوند ابن ابى عون را بر او مسلط ساخت همچنان كه او ابن ابى عون را بر مردم مسلط نموده بود . من در مرو نامه‌اى خواندم كه از بغداد ، امير المؤمنين الراضى بالله به ابو الحسين نصر بن احمد سامانى به خراسان نوشته بود در باب قتل عزاقرى آنچه را مربوط به ابن ابى عون بود از آن خلاصه كردم . [ 1 ] 32 - ابراهيم بن محمد نفطويه [ 2 ] او نسب به مهلب بن ابى صفرهء عتكى ازدى مىرسانيد . از مردم واسط بود و ابو عبد الله كنيه داشت . ثعالبى [ 3 ] گويد او را به سبب زشتى و تيرگى پوستش نفطويه مىگفتند منسوب نفط و اين لقب را از روى سيبويه ساخته بودند ، زيرا نفطويه در نحو شاگرد سيبويه بود و به راه او مىرفت و كتاب او را تدريس مىكرد . ابن بسّام نفطويه مىخواند به ضم طاء و سكون واو و فتح ياء و گويد [ 4 ] : رأيت في النّوم أبي آدما * صلّى عليه الله ذو الفضل و قال أبلغ ولدي كلهم * من كان في حزن و في سهل بأنّ حوّا أمّهم طالق ان كان نفطويه من نسلى

--> [ 1 ] اين نامه در معجم الادبا آمده است ، صفحهء 188 ، چاپ احسان عباس و صفحهء 238 ، چاپ مارگليوث . مترجم . [ 2 ] تهذيب الازهرى 11 : 13 ، الفهرست : 90 ، طبقات الزبيدى : 154 ، تاريخ بغداد 6 : 159 ، انباه الرواة 1 : 176 ، ابن خلّكان 1 : 47 ، نزهة الالباء : 178 ، طبقات الجزرى 1 : 25 ، الوافى 6 : 129 - 130 ، و ابن كثير 11 : 183 ، مختصر ابى الفداء 2 : 83 ، الشذرات 2 : 289 ، بغية الوعاة 1 : 425 ( بيشترش نقل از ياقوت است ) ، روضات الجنّات 1 : 154 ، سير الذهبى ، 15 : 75 . [ 3 ] لطائف المعارف : 48 ( ابن خلكان و صفدى هم آن را نقل كرده‌اند ) . [ 4 ] حاصل معنى : پدرم آدم را در خواب ديدم - خداى صاحب فضل بر او درود فرستد - گفت به همه فرزندان من چه آنها كه كوه نشينند و چه آنها كه در زمينهاى هموار زندگى مىكنند ، بگوى كه مادرشان حوا مطلقه است اگر نفطويه از نسل من باشد .